سيد جلال الدين آشتيانى
530
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
اثبات تجرد برزخى قوهء متخيله شيخ الاشراق در حكمت الاشراق و ساير كتب خود ، برهان بر وجود مثال مطلق و عالم برزخ « برزخ نزولى » اقامه نموده است ، « 1 » و لكن قوهء متخيله و همينطور ساير قواى مربوط بغيب نفس غير عاقله را مادى مىداند و سنخيت بين مدرك و مدرك را حفظ نكرده و مىگويد : نفس صور خياليه را در مثال مطلق رؤيت مىنمايد . صدر المتالهين جميع صور خياليه را در موطن و صقع نفس مىداند ، چون صورى را كه نفس خود اختراع مىنمايد و از دعابات وهم و قوه خيال است ، نمىتوان محل وجود آنها را در عالم مثال مطلق دانست ؛ « 2 » لان عالم المثال المطلق عالم تام و كامل منزه عن هذه الصور ، و ما يكون فيه ليس من الامور الوهمية و الدعابات الذهنية الخيالية التى ليس لها مطابق و لا ينطبق على الواقع . * * بهشتى كه پدر ما آدم عليه السلام ، از آن هبوط نمود ، مثال مطلق است و جنتى را كه براى متقين مهيا نمودهاند برزخ صعوديست نه نزولى :
--> ( 1 ) . شيخ اشراق اضافهء قوهء باصره را به مبصرات خارجى به اضافهء اشراقى مىداند . اين عقيده از اغلاط است . رجوع شود به رسالهء نگارنده در وجود ذهنى و رسالهء علم . ( 2 ) . شيخ الاشراق براى فرار از اشكالاتى كه بانطباع صور در جليديه و خيال شده است تخيل را به اضافهء نور اسپهبد بعالم مثال مىداند و همچنين صور منطبعة در آينه را ، در حكمت الاشراق گويد : « و الحق في صور المرايا و الصور الخيالية انها ليست منطبعة بل هي صياصى [ اشباح مقداريه ] معلقة ليس لها محلّ و قد يكون لها مظاهر و لا يكون فيها فصور المرآة مظهرها المرآة فهى معلقة لا في مكان و لا في محل ؛ و صور الخيال مظهرها الخيال و هي معلقة » اين كلام از شيخ الاشراق روى اصول علم جديد قابل قبول نمىباشد ، با قواعد عقلى هم مطابق نيست تحقيق كامل اين بحث احتياج به اطلاع از قواعد مقرر در كتب جديد در علم طبيعى دارد اشكالات انطباع كبير در صغير و نبودن صور خياليه در جهتى از جهات عالم ماده شيخ الاشراق را وادار به اين قول نموده است در حالتى كه صور منطبعه در آب يا مرآت قائم به آب و مرآت نيستند بلكه قائم بجسم ديگرند « على ما حققه اهل التحقيق من الطبيعيين » و صور خياليه هم قيام صدورى بنفس دارند شيخ الاشراق در اين قبيل از مباحث از تأثير و تأثر مادى و نحوهء تأثر قواى مادى كه منشأ جهت اعداد ادراكاتند غفلت كرده است .